گردش روز جمعه
روز جمعه که من وتو بابایی وعمو مجید ومامانبزرگ گلی رفتیم گردش.
تارا گلی وجشن تولدش
دلسا وبابایی درجشن تولدتارا
قربون اون اب دهن برم که اینقدر خوشمزه شدی
عاشق اینجورخوابیدنتم مامانی
جیگرمامان رو خوشگل کردم.سرمه کشدم به چشای ملوست
خوابیدن بعدازحمام واخم کردن
اخم دلسادخملی بعدازحموم به روایت تصویر
عزیزمامان اون روز دلش درد میکرد وتوبغل مامان بزرگ لم داده